محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
349
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
از ترس به بالا مىجهد وآن را نمىيابند ، وپس از بهبود زخم پائين مىآيد . پس اگر تخم چپ مانده باشد گشنى منى خواهد داشت « 1 » واگر تخم راست مانده باشد ، ريشش بر خواهد آمد مانند فلانى * وفلانى . بو حنيفة بر گفتار پيغمبر تكيه كرده است كه : فرزند از آن رختخواب است « 2 » وممكن است از اختگانى باشد كه يك خايهاش مانده بوده است . من اين سخن با أبو سعيد [ أحمد بن محمد ] جورى در نيشابور باز گفتم ، وى گفت : ممكن است چنين باشد ومن خود يكى از دو خايهام كوچكتر است وريش أو تنك بود . از هنگامى كه كسى را أخته مىكردند تا بهبود يابد بر در سوراخ شاش أو قطعهء سربى مىنهادند كه هنگام شاشيدن بيرون مىآورد تا مبادا بسته شود . زبان : اين مردم عربى است ولى شكسته وجز آنست كه سرزمينهاى ديگر ياد كردم . ايشان زبانى ديگر هم دارند كه نزديك به رومى است . هر چه به غروب گاه خورشيد نزديك مىشويم رنگ مردم بازتر وچشمها آبىتر وريشها انبوهتر است . « 3 » جاى ايشان « 4 » در شهر سطيف است ، وايشان بودند كه زمينه را براي پيروزى عبيد اللّه فرآهم ساختند ، بيشتر باديهنشينان اين سرزمين
--> ( 1 ) جاحظ : البيان والتبين : 1 : 127 : 5 ( دخويه ) . ( 2 ) الولد للفراش . ( 3 ) بجاى چند نقطه در همهء نسخهها افتادگى هست . ( 4 ) استخرى دربارهء « سطيف » گويد : ومردم آنجا قبيلهاىاند از بربر ايشان را « كتامه » گويند ( پ 42 ع 30 ) 244 پانوشت 1 .